تبليغاتX
اورداد شاهین شهر

شاهنامه حماسه ملی است استثنایی ، و هنری نیست که همانند سایر هنر هایی چون ، شعر، مو سیقی ، قصه ، نمایش ، معماری ، مجسمه سازی و ... همواره در درازای تاریخ وجو د داشته باشد و یا اکنون و چه بسا در آینده نیز به آسانی پدیدار شود .  حماسه ملی محتوایی عمیقاً سیاسی_ فرهنگی دارد . که تنها هنگام کوشش قوم برای تشکیل یک ملت و یا هنگام آسیب دیدن و تجزیه شدید روح و مظاهر ملی پدیدار می شودتا به شکل گیری و یا تشکیل مجدد ارگانیزم واحدی به نام جامعه ملی یاری رساند. (1)

بناهای آباد گردد خراب                 زباران از تابش آفتاب

پی افکندم از نظم کاخی بلند                که از باد و باران نیابد گزند

   بدین نامه در عصر ها بگزرد          همی خواندش هر که داردخرد

 

پی افکندم در (نظم) خود از همان آغاز (نظام )و سامان دادن ، پراکنده (نثر) را به رشته کشیدن و از ریختن و گسیختن رهاندن است زبان به بنایی نظام یافته (نظم) بنا می شود . آن هم به صورت کاخی بلند . پیداست که شاعر از کار خود تصوری بزرگ ومعمارانه دارد ؛ تصور نقشه داشتن ، شالوده ریختن ، بر افراشتن در و دیوار و بی گزند ماندن از باد و باران ، پناه گرفتن در خانه زبان و در زبان زیستن .

پس از فرو ریختن ساسانیان و درنگی دراز ، در آخرهای پادشاهی  ساما نیان تارریخ ایران بار دیگری پی افکنی و بنا میشود. منتها این بار نه بدست پادشاهی چون اردشیر، بلکه بدست شاعری چون فردوسی، همچون کاخی بلند و با شکوه.

 

محسن ( آریو برزن) _ اورداد شاهین شهر

 

(1)- مرتضی ثاقب فر _ شاهنامه فردوسی و فلسفه ی تاریخ ایران. 

 

+ نوشته شده توسط محسن در سه شنبه پانزدهم مرداد 1387 و ساعت 0:5 |

آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست                           

هر کجا هست خدایا  بسلامت دارش                                       

ایران به علت برخورداری از شرایط متنوع آب و هوایی ، تاریخ و تمدن کهن ، آثار باستانی ، مناظر دلفریب ، چشم انداز های زیبا ، هنر معماری و صنایع دستی و سایر امتیازات فرهنگی و همچنین مو قعیت خاص جغرافیایی در منطقه و جهان و ظرفیت های بالای گردشگری دارای جایگاه ویژه ای است .

همچنین شورای جهانی مسافرت و گردشگری رشد بیشتری را برای صنعت گردشگری ایران در مقایسه با متوسط رشد صنعت گردشگری در جهان مقایسه کرده است .

انتظار می رود صنعت گردشگری ایران در سال 2008 رشد3/6 درصدی را تجربه کند.

حالا شاید این پرسش پیش آید که هدف از گفتن این مقدمه چه می باشد؟؟!!!.

 به راستی من نیز از این مو قعیت پیش آمده بسیار خوشحال میباشم و البته کمی نیز نگران !!

بایسته است که بگویم که دلیل خوشحال من از این رویداد به این علت است که ، رشد صنعت گردشگری در ایران باعث بوجود آمدن موقعیت های شغلی مناسب و وارد شدن عرض به کشورمان میشود.به صورتی که در سال 2008 در حدود 7/1 میلیون نفر در بخش گردشگری ایران مشغول به فعالیت خواهند بود که این رقم معادل 12درصذ از کل صادرات غیر نفتی ایران در سال خواهد بود. سهم صنعت گردشگری از تامین فرصت های شغلی در این سال 4.8 درصد خواهد بود و میزان درآمد های ناشی ازفروش کالاها به گردشگران در سال2008 به 220 میلیارد دلار خواهد رسید که این رقم معادل 11 درصد از کل صادرات در جهان خواهد بود.

البته این تنها بخشی از سود و نفع هایی است که از صنعت گردشگری به کشور عزیزمان ایران می رسد .

اما از نگاهی دیگر به وضع صنعت گردشگری به مشکلات و مسائلی میرسیم . و این پرسش پیش می آید که ما چه قدر اماده  برای پذیرایی از مهما نها ی داخلی و خارجی هستیم؟؟؟؟

به راستی  شرایط و امکانات هتلها ، مسافر خونه ها ، مکانهای عمومی ، دستشویی ها ، رستورانها و...... چقدر در حال حاظر مناسب و تا چقدر دارای استانداردهای لازم می باشند ؟؟؟

ولی باز هم این مشکل اصلی نیست چون ما می توانیم با سرمایه گذاری های مناسب این مشکلات را حل و فصل کنیم. اما چگونه می توانیم مشکلاتی چون تخریب آثار باستانی ، مکا ن های تاریخی و .... را جبران کنیم . بعضاً دیده میشود که تعداد محدودی از مسافران این مکانها را مرد بی مهری خودقرار می دهند و آسیب هایی جبران ناپذیر به این یادگارهای پدران و گذشتگان ما وارد می کنند . و چیری جزء آه و افسوس برای ایران دوستان و کشورمان نمی گذارند به راستی این مشکل را چگونه حل کنیم؟؟؟؟!!!    

آریو  برزن                                                                                                                     

+ نوشته شده توسط محسن در سه شنبه پانزدهم مرداد 1387 و ساعت 0:4 |

به نام خدا

در مورد مردادماه( امرداد) بیشتر بدانیم

امرداد

فرارسیدن سییم امردادماه، جشن امردادگان بر شما فرخنده باد!

امرداد نام ششمین و به عبارتی هفتمین و آخرین امشاسپندان است . در آئین زرتشت ، خرداد و امرداد ، امشاسپندان “كمال” و “دوام” در جهان مینوی و پرستاران آب و گیاه در جهان خاكی ، همواره در كنار هم جای دارند. واژه امرداد كه اوستایی آن “امرتات” ameretat است ، از سه بخش درست شده است : “ا+ مر+ تات”. بخش نخست پیشوند نفی است ؛ بخش دو، از ریشه مصدری “مر” mar به معنی “مرگ” است و جزء سوم پسوند “تات” است به معنای “كاملی” ، “رسایی” و “سالمی” . بنابراین “امرتات” (امرداد=مرداد) یعنی بی مرگی (نامیرایی=جاودانگی=دوام جاودان) .

این نام در اوستا، به ویژه گاتها صفتی است از برای اهورامزدا، یعنی مظهر زوال ناپذیری و پایندگی خداوند است . اما در جهان خاكی نگهبانی و سرپرستی گیاه و رستنی با وی می باشد.

روز هفتم هر ماه ، امرداد نام دارد و مطابق معمول روز هفتم از ماه امرداد، جشن امردادگان برگزار می شد كه در دوران باستان و عصر ساسانی و پس از آن مراسم و آدابی در دشت و فضای باز انجام می شد. موبد اردشیر آذرگشسب می نویسد كه چون امرداد ، فرشته جاودانی و بی مرگی است و در عالم جسمانی نگهبان نباتات و روییدنیها می باشد، می توانیم به حدس قریب به یقین بگوییم كه پدران ما در این روز به باغها و مزارع خرم و دل نشین دور از محوطه شهر می رفتند و طی مراسمی این جشن را با شادی و سرور در هوای صاف و در دامن طبیعت برگزار می كردند.



امرداد

+ نوشته شده توسط محمد در جمعه یازدهم مرداد 1387 و ساعت 11:2 |

بزرگ دریای(کاسپین)را(خزر)نخوانیم

 

 

آن سوی رشته کوه های البرزپس ازدود و ودم تهران و جاده ی پرپیچ وخم وپرازتونل چالوس سرزمینی سبزونمناک همچون گردنبند زمرد درکنار دریای کاسپین دلربایی می کند. از شهر و دود وکوه و جنگل باید گذشت تا به کناره دریا رسید.دریایی کهن که گرچه در جغرافیا است و پهناورترین دریاچه جهان است به دریا می شناسندش. کناره پهن و گسترده اش برای تمام مردم ایران جا دارد واین کناره نقش ردپای ییشتر مردم را به خود دیده است. از جاده و کوه جنگل که میگذری نام خزر شهر و خزر آباد و خزر دره و... را می بینی اما نام کاسپین کم پیداست و به جز چند فروشگاه و ... زیاد به چشم نمی خورد. گرچه شماری از مردم این دریا را کاسپین یا مازندران می خوانند اما بیشتر انان به خزر میشناسند و حتی این نام را بر فرزندان خود نیز میگذارند.

این در حالی است که خزر نام قومی بربرستیزه جو و غیر ایرانی است که در بین شمال باختری دریای کاسپین و دریای سیاه سکونت داشتند. این قوم که در درازنای تاریخ به قومی وحشی مشهورند. در حدود سده ششم میلادی حکومت مستقلی به وجود آوردند و کشور خود را خاقانات خزر نامیدند. آنان پس از تشکیل فرمانروایی مستقل یورش به اقوام همسایه را که بیشتر مردمان اسلاو بودند آغاز کردند وهر از گاهی نیززیان هایی به بخش های شمالی امپراتوری ساسانی میرساندند تا انکه برای جلوگیری از یورشهای این قوم وحشی به دستور کیخسروانوشیروان

دیواری بزرگ درشهردربند ساخاه شد که سنگ نبشته این دستورنیزهمچنان برجاست.تا آن که درسده ی 9و10 میلادی با یورش اقوام روس خزرها سرزمین هایشان راازدست دادند وبه سوی اروپای خاوری گریختند.

اما کاسپین که دربسیاری اززبان های جهان برای اشاره به این دریاچه به کارمی رود ازنام قوم ایرانی وسفید پوست کاسپی گرفته شده است که ابتدا در کرانه های باختری تا جنوب باختری دریاچه ساکن بوده اند وکم کم تا کرانه های جنوبی آمدند. ازدیدگاه قوم شناسی نیزبر پایه پزوهش جدیدی که درباره ی زنتیک مردمان جنوبی این دریا شده چنین گواهی شده که مردمان گلیک زبان همگی از سوی پدری از نوادگان مردمی هستند ازباختر دریا آمدند.

بودن شهری به نام دروازه کاسپین(دربند)در ورودی سرزمین باستان تبرستان(که هم اکنون دراستان تهران است)گواهی دیگربراین ادعاست.نام های کاشان وقزوین نیزبیانگراین موضوع اند کاسپین نام جهانی و حقیقی این دریا است.

دانستن همین تاریخچه کوتاه هرایرانی را برآن می دارد تا کاسپین را خزر نخواند.

شاهرخ آرامی

+ نوشته شده توسط شاهرخ در یکشنبه سی ام تیر 1387 و ساعت 9:4 |

جشن های ماهانه

جشن امرداد گان

 

    این جشن در روز امرداد از امرداد ماه برگزار می گرددکه برابر هفتم گاهنمای دینی و سوم گاهنمای امروزی است و چون فرشته ی جاودانی و بی مرگی می باشد و در عالم جسمانی نگهبانی گیاهان و روییدنی ها  با اوست ]تنها[ می توانیم حدس بزنیم که نیاکان ما در این روز به باغ ها و مزارع خرّم و دلنشین دور از شهر می رفتند و طی مراسمی این جشن را باشادی و سرور در هوای صاف و در دامن طبیعت برگذار می کردند.

    این ماه که اَمُرداد نام دارد و بیشتر مردم آن را کوتاه کرده و مُرداد می گویند. اصل اوستایی این واژه اَمِرِتَاتَه ameretata است که به معنی بی مرگی است و اگر الف  نخست آن را که پیشوند نفی است از قلم بیاندازیم معنی آن عوض شده و فرشته ی بی مرگی و جاودانگی به این شکل به معنی نیستی و مرگ تغییرشکل می دهد زیرا همان گونه که امرداد به معنی بی مرگی است مرداد به معنی مرگ است بنا بر این به نظر شایسته است این واژه را امرداد بخوانیم نه،  مرداد.

    جشن امردادگان نام ششمین و به عبارتی هفتمین و آخرین امشاسپندان است . در آیین زرتشت، خرداد و امرداد، امشاسپندان کمال و دوام در جهان مینوی و پرستاران آب و گیاه در جهان خاکی، همواره در کنار هم جای دارند.

    "ابوريحان بیرونی" در صفحه ۲۵۰ ترجمه فارسی آثارالباقيه می نويسد: « مرداد ماه روز هفتم آن مرداد روز است و آنروز را به واسطه اتّفاق افتادن دو اسم با هم جشن می گرفتند معنای مرداد آنست که مرگ و نيستی نداشته باشد مرداد فرشته اي است که به حفظ گيتی و تربيت غذاها و دواها که اصل آن نباتات است وزائل کننده گرسنگی و ضرر و امراض می باشد موکل است. »

    از امرداد در «نوروزنامه»ي "خيّام" نيز نوشته اي کوتاه وجود دارد: « مردادماه، يعني خاک داد خويش بداد از برها و ميوه ها پخته در وي به کمال رسد، و نيز هوا در وي مانند غبار خاک باشد و اين ماه ميانه ي تابستان بود و قسمت او از آفتاب مر برج اسد (را) باشد. »

 

گرد آوری: معین صادقیان(email: ms50952@yahoo.com )

(Website: http://www.avardad.blogfa.com )

+ نوشته شده توسط معین در پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387 و ساعت 11:43 |
 

پیوند رایانسک (کتاب الکترونیکی) جشن امرداد گان

http://www.2shared.com/file/3607904/59320188/AMORDADGAN.html

+ نوشته شده توسط معین در پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387 و ساعت 11:42 |

 معرفی کتاب:

نام کتاب: برگردان روایت گونه داستانها و پیامهای شاهنامه فردوسی به نثر

دکتر حشمت الله ریاضی ._تهران:اوحدی ، 1383

 586 ص

به نام خداوند خورشید و ماه       کجا داد بر نیکویی دستگاه

درخشنده خورشید تابناک          همه داد بینم زیزدان پاک

                   ·نویسنده در این کتاب کوشش کرده است تا بزرگترین میراث کهن ملی که آیینِِۀ تمام نمای تاریخ پر افتخار فرهنگی و ملی عرفانی است یعنی شاهنامه فردوسی را به زبان ساده ای عرضه گرداند.

تا ضمن پردازش به داستان های نمادین و پر رمز وراز دیرین پیامهای همراه داستان را نیز تحلیل عرفانی و روانشناختی آن را ارئه گرداند .

اما ویژگی های این کتاب ارزشمند بدین قرار است:

1. گزینه  سازی بیت ها و نثر گونه سازی آن به نحوی است که کوچکترین رخنه ایی در اصل داستان پدید نیاورده است . بلکه نشر آمیخته به نظم والای فردوسی همانند گردنبندی از درُ و مرجان که به هم رشته می باشند. از این رو تنوع و آراستگی خاصی بر خوردار است.

2. سادگی بیان و سلامت گفتار به نحوی است که عموم را به کار آید و دانش پژوهان را آگاهی افزون سازد.

3.داستان های شاهنامه پر از رمز و راز روانشناختی،فلسفی و عرفانیست. کسی می تواند در این اقیانوس ژرف به غواصی پردازدکه خود اهل دل بوده و به نماد ها و رازو رمز های آن آگاه باشد.

4.شاهنامه گنجینه ی تاریخی،فرهنگی،اخلاقی،عرفانی و آیینه ی تمام نمای نهاد ملیست واین کتاب در واقع کلید آن گنجینه است. هر که خواهد شاهنامه را درست بفهمد باید نخست با این کلید در آن گنجینه را بگشاید تا رازهای نهفتۀ یک ملت در او آشکار شود

جمع صورت با چنین معنی ژرف             نیست ممکن جز زسلطانی شگرف  

                                                                                                            آریو(محسن)_ اَوَردادشاهین شهر

                                 

ّ

+ نوشته شده توسط محسن در چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387 و ساعت 20:52 |