شاهنامه حماسه ملی است استثنایی ، و هنری نیست که همانند سایر هنر هایی چون ، شعر، مو سیقی ، قصه ، نمایش ، معماری ، مجسمه سازی و ... همواره در درازای تاریخ وجو د داشته باشد و یا اکنون و چه بسا در آینده نیز به آسانی پدیدار شود . حماسه ملی محتوایی عمیقاً سیاسی_ فرهنگی دارد . که تنها هنگام کوشش قوم برای تشکیل یک ملت و یا هنگام آسیب دیدن و تجزیه شدید روح و مظاهر ملی پدیدار می شودتا به شکل گیری و یا تشکیل مجدد ارگانیزم واحدی به نام جامعه ملی یاری رساند. (1)
بناهای آباد گردد خراب زباران از تابش آفتاب
پی افکندم از نظم کاخی بلند که از باد و باران نیابد گزند
بدین نامه در عصر ها بگزرد همی خواندش هر که داردخرد
پی افکندم در (نظم) خود از همان آغاز (نظام )و سامان دادن ، پراکنده (نثر) را به رشته کشیدن و از ریختن و گسیختن رهاندن است زبان به بنایی نظام یافته (نظم) بنا می شود . آن هم به صورت کاخی بلند . پیداست که شاعر از کار خود تصوری بزرگ ومعمارانه دارد ؛ تصور نقشه داشتن ، شالوده ریختن ، بر افراشتن در و دیوار و بی گزند ماندن از باد و باران ، پناه گرفتن در خانه زبان و در زبان زیستن .
پس از فرو ریختن ساسانیان و درنگی دراز ، در آخرهای پادشاهی ساما نیان تارریخ ایران بار دیگری پی افکنی و بنا میشود. منتها این بار نه بدست پادشاهی چون اردشیر، بلکه بدست شاعری چون فردوسی، همچون کاخی بلند و با شکوه.
محسن ( آریو برزن) _ اورداد شاهین شهر
(1)- مرتضی ثاقب فر _ شاهنامه فردوسی و فلسفه ی تاریخ ایران.



